السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

67

تفسير الميزان ( فارسي )

است ( اين معناى لغوى ركن است ) ، ولى بطور استعاره در معناى نيرو هم استعمال شده ، هم چنان كه در قرآن آمده : « لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلى رُكْنٍ شَدِيدٍ » « ركن ، يركن » - با فتح عين الفعل مضارع - نيز آمده است ، و خداى تعالى فرموده * ( « وَلا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا » ) * . ولى صحيحتر اين است كه بگوييم : اين ماده از دو باب آمده يكى « ركن ، يركن » مانند « نصر ، ينصر » ، و ديگرى از باب « ركن يركن » مانند « علم ، يعلم » . و در آيه « لا تركنوا » از اين باب است ، و « ناقة مركنة الضرع » آن ماده شترى را گويند كه رگ و ريشه پستانش بزرگ باشد و پستان را بزرگ كند ، و « مركن » به معناى طغار كوچك است ، و « اركان عبادات » به معناى آن جوانبى است كه بناى هر عبادتى بر آنها نهاده شده ، و اگر آن اركان ترك شود عبادت باطل و ترك شده « 1 » . و اين قريب به همان معنايى است كه صحاح گفته است . و حق مطلب اين است كه ركون به معناى صرف اعتماد نيست ، بلكه اعتمادى است كه توأم با ميل باشد ، و به همين جهت است كه با حرف « الى » متعدى مىشود ، نه با « على » و تفسيرى كه اهل لغت براى آن كرده‌اند تفسير به معناى اعم است ، و اين خود عادت و رسم اهل لغت مىباشد . بنا بر اين ، ركون به سوى ستمكاران ، يك نوع اعتمادى است كه ناشى از ميل و رغبت به آنان باشد ، حال چه اين ركون در اصل دين باشد ، مثل اينكه پاره اى از حقايق دين را كه به نفع آنان است بگويد ، و از آنچه كه به ضرر ايشان است دم فرو بندد و افشاء نكند ، و چه اينكه در حيات دينى باشد مثل اينكه به ستمكاران اجازه دهد تا به نوعى كه دلخواه ايشان است در اداره امور مجتمع دينى مداخله كنند و ولايت امور عامه را به دست گيرند ، و چه اينكه ايشان را دوست بدارد و دوستيش منجر به مخالطت و آميزش با آن شود و در نتيجه در شؤون حياتى جامعه و يا فردى از افراد اثر سوء بگذارد . و كوتاه سخن ، ركون به اين معنا است كه در امر دين و يا حيات دينى طورى به ستمكاران نزديك شود كه نزديكيش توأم با نوعى اعتماد و اتكاء باشد ، و دين و خدا و يا حيات دينى را از استقلال در تاثير انداخته ، و از آن پاكى و خلوص اصليش ساقط كند و معلوم است كه نتيجه اين عمل اين است كه راه حق از طريق باطل سلوك شود ، و يا حق با احياى باطل احياء گشته و بالأخره به خاطر احيائش كشته شود .

--> ( 1 ) مفردات راغب ، ماده « ركن » .